|
مطالب علمی وجالب مربوط به فارسی راهنمایی تحصیلی
|
|
|
|
||||
|
نهاد:بخشي از جمله که در مورد آن خبري داده مي شود. گزاره:بخش ا زجمله که در مورد نهاد خبر مي دهد و فعل جزء اصلي آن است. بهار آمد و شمشادها جوان شده اند فعل:جزء اصلي گزاره بوده و داراي زمان(ماضي،مضارع،آينده)است. شناسه؛نشانه ي فعل مي باشد. فعل اسنادي:فعلي که مسند را به نهاد ربط مي دهد. مسند:گروه اسمي(مفهومي)که فعل اسنادي آن را به نهاد اسناد (ربط) مي دهد. شمشادها جوان شده اند. منادا:کسي يا چيزي که مورد خطاب(ندا)قرار مي گيرد. حرف ندا:حرفي که کسي يا چيزي را با آن مورد خطاب قرار مي دهند. اي ـ ايا ـ يا ـ (ا)در پايان کلمه اي خدا! اين وصل را هجران مکن سرخوشان عشق را نالان مکن ايا شاه محمود کشورگشاي! ز من گر نترسي،بترس از خداي يارب! تو چنان کن که پريشان نشوم محتاج به بيگانه و خويشان نشوم سعديا! گر بکند سيل فنا خانه ي عمـر دل قوي دار که بنياد بقا محکم از اوست البتّه شکلي از منادا با تغيير آهنگ است.مثلاً مي گوييم:«محمّد! بيا.» سعدي! اگر عاشقي کني و جواني عشق محمّد بس است آل محمّد مصدر فعل چهار ويژگي دارد: رفت: 1ـ زمان(گذشته،حال يا آينده) 2ـ شخص(اوّل شخص،دوّم شخص يا …) 3ـ مفرد و جمع بودن 4ـ انجام گرفتن کار يا روي دادن حالت (مفهوم اصلي فعل مورد چهارم است.) امّا کلماتي نيز هستند که مفهوم اصلي فعل را بدون شخص، زمان و مفرد و جمع بودن دربردارند: رفتن :1ـ زمان(گذشته،حال يا آينده) 2ـ شخص(اوّل شخص،دوّم شخص يا …) 3ـ مفرد و جمع بودن 4ـ انجام گرفتن کار يا روي دادن حالت (مفهوم اصلي فعل مورد چهارم است.) اين گونه کلمات را مصدر مي گوييم. ديدن ـ شنيدن ـ شدن ـ بودن ـ آمدن ـ خوردن … «ن»آخر مصدر را نون مصدري گويند. بن:قسمت ثابت فعل که معني اصلي آن را دربردارد. رفتم ـ رفتي ـ رفت ـ رفتيم ـ رفتيد ـ رفتند قسمت ثابت «رفت» ؛ «رفت» بن فعل است. شنــــــاسه:قسمت متغيّر فعــــل که شخص و مفرد و جمع بودن فعل را مي شناساند. شناسه هاي ماضي: م / ي / ـ يم / يد / ند شناسه هاي مضارع: م / ي / د يم / يد / ند دو نوع بن داريم: بن ماضي و بن مضارع با بن ماضي؛ فعل هاي ماضي و آينده و با بن هاي مضارع؛ فعل هاي مضارع و امر ساخته مي شود.
فعل امر:فعلي که انجام کاري را مي خواهد: برو اي گداي مسکين در خانه ي علي زن که نگين پادشـــاهي دهد از کرم گدا را فعل نهي:فعلي که شنونده را از انجام کاري بازمي دارد. نرو / مرو مرو اي گداي مسکين به در سراي مولا که علي زند دمادم در خــانه ي گدا را مفعول:گروه اسمي(کلمه اي)که بعد از آن «را» آمده يا بتوانيم «را» بياوريم. گر نکوبي شيشه ي غم را به سنگ هفت رنگش مي شود هفتاد رنگ
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 10:24 قبل از ظهر توسط ز-مرشدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نهاد:بخشي از جمله که در مورد آن خبري داده مي شود. گزاره:بخش ا زجمله که در مورد نهاد خبر مي دهد و فعل جزء اصلي آن است. بهار آمد و شمشادها جوان شده اند فعل:جزء اصلي گزاره بوده و داراي زمان(ماضي،مضارع،آينده)است. شناسه؛نشانه ي فعل مي باشد. فعل اسنادي:فعلي که مسند را به نهاد ربط مي دهد. مسند:گروه اسمي(مفهومي)که فعل اسنادي آن را به نهاد اسناد (ربط) مي دهد. شمشادها جوان شده اند. منادا:کسي يا چيزي که مورد خطاب(ندا)قرار مي گيرد. حرف ندا:حرفي که کسي يا چيزي را با آن مورد خطاب قرار مي دهند. اي ـ ايا ـ يا ـ (ا)در پايان کلمه اي خدا! اين وصل را هجران مکن سرخوشان عشق را نالان مکن ايا شاه محمود کشورگشاي! ز من گر نترسي،بترس از خداي يارب! تو چنان کن که پريشان نشوم محتاج به بيگانه و خويشان نشوم سعديا! گر بکند سيل فنا خانه ي عمـر دل قوي دار که بنياد بقا محکم از اوست البتّه شکلي از منادا با تغيير آهنگ است.مثلاً مي گوييم:«محمّد! بيا.» سعدي! اگر عاشقي کني و جواني عشق محمّد بس است آل محمّد مصدر فعل چهار ويژگي دارد: رفت: 1ـ زمان(گذشته،حال يا آينده) 2ـ شخص(اوّل شخص،دوّم شخص يا …) 3ـ مفرد و جمع بودن 4ـ انجام گرفتن کار يا روي دادن حالت (مفهوم اصلي فعل مورد چهارم است.) امّا کلماتي نيز هستند که مفهوم اصلي فعل را بدون شخص، زمان و مفرد و جمع بودن دربردارند: رفتن :1ـ زمان(گذشته،حال يا آينده) 2ـ شخص(اوّل شخص،دوّم شخص يا …) 3ـ مفرد و جمع بودن 4ـ انجام گرفتن کار يا روي دادن حالت (مفهوم اصلي فعل مورد چهارم است.) اين گونه کلمات را مصدر مي گوييم. ديدن ـ شنيدن ـ شدن ـ بودن ـ آمدن ـ خوردن … «ن»آخر مصدر را نون مصدري گويند. بن:قسمت ثابت فعل که معني اصلي آن را دربردارد. رفتم ـ رفتي ـ رفت ـ رفتيم ـ رفتيد ـ رفتند قسمت ثابت «رفت» ؛ «رفت» بن فعل است. شنــــــاسه:قسمت متغيّر فعــــل که شخص و مفرد و جمع بودن فعل را مي شناساند. شناسه هاي ماضي: م / ي / ـ يم / يد / ند شناسه هاي مضارع: م / ي / د يم / يد / ند دو نوع بن داريم: بن ماضي و بن مضارع با بن ماضي؛ فعل هاي ماضي و آينده و با بن هاي مضارع؛ فعل هاي مضارع و امر ساخته مي شود.
فعل امر:فعلي که انجام کاري را مي خواهد: برو اي گداي مسکين در خانه ي علي زن که نگين پادشـــاهي دهد از کرم گدا را فعل نهي:فعلي که شنونده را از انجام کاري بازمي دارد. نرو / مرو مرو اي گداي مسکين به در سراي مولا که علي زند دمادم در خــانه ي گدا را مفعول:گروه اسمي(کلمه اي)که بعد از آن «را» آمده يا بتوانيم «را» بياوريم. گر نکوبي شيشه ي غم را به سنگ هفت رنگش مي شود هفتاد رنگ
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 10:24 قبل از ظهر توسط ز-مرشدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تدبير نصف معاش است. /پيامبر اکرم صل الله و عليه وآله خاموشي بوستان تفکر و انديشه است. / اميرالمؤمنين علي عليه السلام کسي که زبانش را نگه دارد يارانش افزون شود. / اميرالمؤمنين علي عليه السلام داروي خشم خاموشي است. / سقراط مگذار زبانت گلويت را قطع کند. /مثل آمريکايي مقيد باشيم که هرگز گرد چاپلوسي و تملق نگرديم. /ديل کارنگي کم دانستن و پرگفتن مثل نداشتن و زياد خرج کردن است. /ناپلئون کسي که نمي تواند حرف بزند نمي تواند ساکت بنشيند. /مثل لاتيني
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 10:22 قبل از ظهر توسط ز-مرشدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نجوم در ادب فارسی(۱)
شعر و ادب فارسی زبان خاصی است که برای درک آن نیازمند آگاهی از دانش های گوناگونی اعم از لغت ، صرف و نحو ، معانی ، بیان ، اصطلاحات علوم و فنون مختلف ، داستان های دینی ، تاریخی و اساطیری و همچنین نجومی هستیم و این نیاز گاهی به حدی است که مانع درک معانی و مفاهیم شعر و نثر فارسی می شود . بنابراین برآن شدیم ، در این نوشتار دوست داران و علاقمندان را با معانی و کاربرد برخی اصطلاحات نجومی که در زبان و ادب فارسی کاربرد وسیعی دارند ، آشنا سازیم .
با تعمق در متون نظم و نثر فارسی ، به اصطلاحاتی نجومی بر می خوریم که شاعران و نویسندگان دوره های گذشته هر یک با هدف خاصی آن ها را در شعر و نثر خود وارد کرده اند ، مثلا گاهی هدف آن ها نشان دادن آگاهی و دانش خود از این علم است و گاهی چیزهای خرافی و اساطیری و ستارگان و باورهای عامیانه در خصوص آسمان و موجودات آسمانی سبب تاثیر این علم در ادب فارسی شده و باعث به وجود آوردن توصیفات یا کنایات ، تشبیهات و استعارات گوناگونی در شعر و حتی نثر فارسی گشته است . البته این تاثیر در هر دوره ای متفاوت بوده است . به طوری که این تاثیر را در شعر دوره ی سلجوقی و در نظم شاعرانی چون منوچهری ، انوری ، سنایی ، خاقانی و نظامی به وفور می بینیم و گاهی شاعرانی را می بینیم که با آگاهی از علوم فلکی و احکامی زمان خود با بخش خرافی و عامیانه ی این علم به مبارزه برخاستند .
اسطرلاب : یا اصطرلاب در اصل از دو کلمه ی یونانی " استرو " به معنی ستاره و " لامبانین " به معنی آینه ترکیب شده است و معنی آن " آینه ی نجوم " یا " مقیاس نجوم " است و آن ابزاری بوده است که برای اندازه گیری موقع و ارتفاع ستارگان و دیگر امور فلکی به کار می رفته است . سخن با اسطرلاب گفتن اصطلاحی کنایی بوده به معنی عالمانه و حساب شده و با احتیاط و تفکر و بینش علمی سخن گفتن . از اسطرلاب به کنایه " جام جهان بین " یاد شده است و جام جهان بین در شعرحافظ در معنی عرفانی خود " جام می " به معنی " اسطرلاب حقیقت " آمده است .
همچنین " جام جم ، جام جهان نما ، جام علم بین ، جام کیخسرو ، جام گیتی نما " در غزلیات حافظ " اسطرلاب حقیقت در سلوک " یا جام عرفانی است که از غلبه های عشق صوفیانه لبالب می شود .
اسطرلاب چهارم کنایه از قرآن است که چهارمین کتاب آسمانی بعد از زبور ، تورات و انجیل می باشد .
ارباب ایام : به گفته ی اهل احکام و کسانی که برای پیش گویی در کارها و امور جهان و انسان از حرکت ستارگان و مواضع آن ها استفاده می کرده اند . برای هر روز از ایام هفته رب یا صاحبی است و به فارسی خداوند ساعت گویند . به این ترتیب :
@ رب یا خداوند روز شنبه که صاحب آن زحل است .
@ رب یا خداوند روز یک شنبه که صاحب آن خورشید است .
@ رب یا خداوند روز دوشنبه که صاحب آن ماه است .
@ رب یا خداوند روز سه شنبه که صاحب آن مریخ است .
@ رب یا خداوند روز چهارشنبه که صاحب آن عطارد است .
@ رب یا خداوند روز پنج شنبه که صاحب آن مشتری است .
برج : در اصطلاح نجومی عبارت از قوسی است در منطقه البروج که به سی درجه تقسیم شده است که یک دوازدهم 360 درجه ی دور دایره ی بزرگی در آن منطقه است و هر قسمت به نام یکی از صور فلکی یا ماه های شمسی است و خواجه نصیر الدین طوسی ترتیب برج ها را به شعر چنین آورده است :
حمل و ثور بعد از آن جوزا
سرطان و اسد دگر عذرا
عقرب و قوس دان پس از میزان
جدی و دلو است و حوت از پس آن
" عذرا " نام دیگر " سنبله و خوشه " و " خرچنگ " نام دیگر
ادامه ی این بحث را به زودی در همین جا بخوانید.
منتظر باشید. تا به زودی
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 10:13 قبل از ظهر توسط ز-مرشدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
كتاب فارسي دوم راهنمايي تغيير مي كند
دفتر تاليف كتابهاي درسي در نظردارد كتبهاي فارسي مقاطع راهنمايي را پس از يك دهه سكون تغيير دهد. آموزش مهارتهاي زندگي، روانخواني و ترويج فرهنگ مطالعه ازجمله مواردي است كه دركتابهاي جديد لحاظ مي شود.به گزارش مركز خبري اميد، كتاب جديدالتاليف فارسي پايه دوم راهنمايي امسال به صورت آزمايشي در برخي از مدارس تدريس شد واز سال آينده نيز به صورت سراسري در تمامي مدارس آموزش داده ميشود. بر اساس اين گزارش كتاب فارسي مقطع اول راهنمايي نيز سال گذشته به صورت آزمايشي در برخي از مدارس استانها تدريس شد و از ابتداي مهر سال جاري در مدارس سراسر كشور مبناي آموزش فارسي قرار گرفته است. گروه آموزش زبان و ادبيات فارسي سازمان پژوهش همچنين در نظر دارد كتاب فارسي پايه سوم راهنمايي را تاليف و از سال آينده به صورت آزمايشي در مدارس آموزش دهد. بر مبناي نظر كارشناسان تاليف كتابهاي درسي، كتاب جديد فارسي مقطع راهنمايي با توجه به معيارهاي ارزشیابی توصیفی تاليف شده است و براي حذف نظام ارزشيابي نمرهاي بسيار مناسب است. اين شيوه پيش از اين نيز دركتابهاي جديدالتاليف مقطع ابتدايي آغاز شده است.
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 10:5 قبل از ظهر توسط ز-مرشدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
محرم میآید؛ مثل پرندهای غریب، از التهاب خاکستری آسمان.
ماه سرخ بلوغ؛ ماهی که در آن، عشق آفریده شد و مردانگی و شرف در عطش معنا گرفت. ماهی که هیچ واژهای گنجایش اندوه بیکرانهی آن را ندارد؛ ماهی که هر ساله، خون خدا را بر آسمان دنیا میپاشد تا ابرهای روزمره، سرخی آفتاب را نپوشاند. محرم، ماه فریاد، ماه بیداری و پایداری است؛ ماهی که تمام تاریخ، وامدار یک نیم روز آن است. ماهی که خاک و خون، آتش و عطش و مشک و تیر، رازهای سر به مهر آنند. ماهی که هفتاد و دو آیهی سرخ، بر صحیفهی دلها نازل شد و هفتاد و دو کهکشان، در مدار هستی قرار گرفت. ماهی که دست میافتاد و پر و بال میرویید. ماهی که هر ساله انتظار من و تو را میکشد. محرّم، فصل مَحرم شدن با خوبیهاست؛ فصل فشردن دستهایی که در کنار فرات، رویید؛ فصل عاشقی کردن. سالهاست که محرم سیاهپوش است و سینهها از سوگ، در جوش و خروش. سالهاست که کربلا، روزهای سردمان را گرما میدهد و بر شبهای سیاهمان نور میپاشد. کیست که آزاده باشد و محرم را به سوگ ننشیند؟ کیست که سوار بر راهوار اشک، به مهمانی عاشوراییان برود و شیفته برنگردد؟ کیست که در سفینهی نجات وارد شود و در موجهای هوس غرق گردد؟ کیست که حسین را چراغ راهش کند و در بیراهههای پر پیچ و خم، گم شود؟ کیست که گوش جان بسپارد و نام تو را در هیاهوی فرات نشنود؟ نمیدانم این چه رازی است که محرم، ماه آغازین سال است، شاید سرّ آن در این باشد که عزت، در گرو قیام و جهاد است و حیات، در سایهی خون.
+
نوشته شده در جمعه ششم دی 1387ساعت 9:54 بعد از ظهر توسط ز-مرشدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
|||||
+
نوشته شده در جمعه ششم دی 1387ساعت 9:48 بعد از ظهر توسط ز-مرشدی
|
|
||||||
|
||||||
|
|
|
||||
|
1 ـ صامت خواني 2 ـ مستقل خواني 3 ـ خطابي ) اين ها شيوه هاي خواندن هستند كه ما آن ها را هم جزو انواع خواندن مي توانيم در نظر بگيريم.( 4 ـ خواندن با دقت ‹‹ گوش كن وبگو ›› 5 ـ خواندن انتقادي ‹‹ به دوستانت بگو ›› ‹‹ بگرد وپيداكن ›› 6 ـ خواندن تحليلي 7 ـ خواندن التذاذي ‹‹ خواندن رمان ›› 8 ـ كند خواني 9 ـ تند خواني ‹‹ اجرا در كلاس بطور عمدي مثلاخواندن در 3 دقيقه براي بررسي ميزان درك وفهم ›› 10 ـ خواندن اجمالي ‹‹ روزنامه خواني ›› خواندن : ترجمه ي مستقيم نمادهاي نوشتاري به فكر يا گفتار است . خواندن : انتقال كدهاي تصويري به ذهن وتبديل آن ها به كدهاي صوتي .
1 ـ كر خواني 2 ـ خواندن آهنگين 3 ـ خواندن با لحن محلي 4 ـ نمايشي 5 ـ با نوار وضبط صوت 6 ـ خواندن انفرادي وگروهي 7 ـ روش تقليد صدا 8 ـ استفاده از هنرمندان 9 ـ خواندن با موسيقي (دست زدن ) 10 ـ دكلمه خواني 11 ـ استفاده از تصوير ( پرده خواني )و ...
1 ـ قصه خواني انفرادي ‹‹ معلم و شاگرد ›› 2 ـ پرده خواني 3 ـ ايفاي نقش 4 ـ تقليد صداي شخصيت ها 5 ـ تقليد صدا همراه حركات 6 ـ قصه گويي با عروسك 7 ـ با نوار صوتي يا تصويري(فيلم ويدئويي )(CD) 8 ـ باتغيير لحن – چهره و...( استاد نير زاده) 9 ـ تكميل قصه ( ادامه مطلب براي جلسه بعد) 10 ـ پرواز خيال ( بستن چشم ها وفكر كردن ) سؤال: بزرگترين آسيب را كدام رسانه به ما مي رساند ؟ .................... راه چاره : تا مي توانيد قصه بگوييد وبخوانيد واز وسايل ............. استفاده نكنيد . لطفا در اين زمينه نظرات خود را در قسمت ( نظر بدين ) مرقوم فرماييد .
1 ـ حرف نويسي : تبديل رمزهاي گفتاري به نوشتاري 2 ـ كلمه نويسي 3 ـ املا نويسي : نوشتن نيمه فعال 4 ـ كلمه سازي 5 ـ جمله سازي 6 ـ انشا : نوشتن خلاق
ازبر نويسي ـ گفتار نويسي ( نتيجه: درست نويسي)
1 ـ آموزش درست نويسي كلمه هاي رايج ومورد نياز وبكاررفته در محتواي آموزش 2 ـ تشخيص اشكالات املايي وكوشش براي رفع آن 3 ـ ارزش يابي تمرين آموخته ها
مرحله ي 1 طراحي وبرنامه ريزي ( اقدامات معلم پيش از ارائه ي املا ) * مطالعه ي محتواي آموزش اعم از: # تلفظ واژگان # معني ومفهوم كلمه # شكل ظاهري * روش ها وشيوه هاي آموزش * پيش بيني شرايط وامكانات آموزشي * پيش بيني شيوه هاي ارزش يابي # نحوه ي ارائه یاملا : ~ تصويری ~ تقريري ~ تكميلي و... # ويژگي هاي املا يامتن : ~ ميزان متن ~ درجه سختي ~ جملات پيوسته يا پراكنده و... مرحله ي 2 ـ اجرا ( اقدامات معلم ضمن ارائه ي املا ) : } معطوف به :دانش آموز، محيط و خويش (معلم ) { * تلفظ معلم /به فارسي معيار * روان وسليس خواندن / تسلط بر محتوا * دفعات تكرار متن وفاصله ي زماني بين تكرار ها * خواندن متن قبل وپس از ارائه * محل ونحوه ي استقرار معلم * توجه به دانش آموزان ورفع موانع احتمالي ( چپ دستي ، مداد شكستن و...) * ميزان تعامل وارتباط چهره به چهره با فراگيران * رفع عوامل مخل در ارتباط مؤثر ودرك صحيح * جو رواني حاكم بركلاس ودانش آموز و...
مرحله ي 3 ـ تثبيت يادگيري ( اقدامات معلم پس از اجرا ) * چگونگي جمع آوري دفاتر املا : # توسط معلم # سر ميز بگذارند # رديفي و... *تصحيح املا : # فردي ( توسط معلم) : ~ توجه به ملاك هاي نمره گذاري ~ با حضور دانش آموز ~ بدون حضور دانش آموز # گروهي : ~ تعويض املاها با يكديگر ~ تصحيح از روي تابلو ~ تصحيح از روي نوشته ~ تصحيح املا توسط اقوام درمهماني ( ندادن نمره/ايجاد نكردن اختلاف) *چگونگي استخراج وتعيين نوع اشكالات املايي # فردي (بااستفاده از جدول بررسي اشكالات املايي) # جمعي (تجويز براساس تشخيص ) * ارائه ي راهكارها وتوصيه هاي لازم ( برنامه ريزي و اقدام لازم براي آموزش مجدد ورفع اشكالات املايي ) نتيجه توجه به وجه آموزشي خواهد شد .
1 ـ آموزش نكاتي كه براي خواندن ونوشتن لازم است . 2 ـ ارائه ي املا به منظور ارزش يابي از آموخته ها 3 ـ تصحيح املاها وتعيين اشكالات املايي و نوع آن ها با استفاده از جداول بررسي 4 ـ برنامه ريزي واقدام براي آموزش مجدد ورفع اشكالات املايي 5 ـ ارزش يابي مجدد
تهيه وتنظيم از سيد عليرضا اميري مدرس تربيت معلم شهيد بهشتي و تربيت معلم شهيد خورشيدي مشهد جهت استفاده همكاران محترم دوره ابتدايي
+
نوشته شده در جمعه ششم دی 1387ساعت 9:35 بعد از ظهر توسط ز-مرشدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سلام علیکم
پیشاپیش عید غدیر را خدمت شما تبریک عرض می کنیم
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 9:27 قبل از ظهر توسط ز-مرشدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
عید قربان را به همه ی مسلمانان دنیا تبریک میگوئیم.
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 9:24 قبل از ظهر توسط ز-مرشدی
|
|
|||||
|
|||||